تبليغاتX
در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم

در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم

میرحسین در بیانیه شماره هشت خود تاکید کرد؛ آمادگی دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتی خون مردم ر

میرحسین در بیانیه شماره هشت خود تاکید کرد؛ آمادگی دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتی خون مردم را بر زمین ریختندPrint This Page!!!

میرحسین موسوی با بیان اینکه از پاسخگویی در برابر اتهامات واهمه ای ندارد، تاکید کرد: آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریب‌گری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند. 

به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه شماره هشتم مهندس میرحسین موسوی به این شرح است: 

بسمه تعالی 

مردم هوشیار و شریف ایران 

طی روزهای اخیر، صدا و سیما، خبرگزاری های دولتی، برخی روزنامه های دولتی و سایت های اینترنتی وابسته به دولت و روزنامه کیهان، بخش عمده ای از فضای خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حین و پس از برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امکاناتی که متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشی که در ایام اخیر اتفاق افتاد، می پردازند بلکه مسوولان مستقیم و غیرمستقیم آن را کسی معرفی می کنند که تنها شما را در مسیر احقاق حقی که داشته اید، همراهی کرده است. 

واقعیتی که آنان بیهوده تلاش می کنند نادیده انگارند آن است که در این انتخابات تقلبی بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به این وضعیت به گونه ای غیرانسانی مورد هجوم قرار گرفته و کشته، زخمی و یا بازداشت شده اند. اگر با مسببین جنایت کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 به گونه ای مناسب و قانونی برخورد می شد، امروز شاهد تکرار آن فجایع در ابعادی وسیع تر و وارونه جلوه دادن واقعیت ها به گونه ای جسورانه تر نبودیم. 

همان ها هستند که هنوز با اتکاء به امکاناتی که متعلق به عموم مردم است در راستای منافع گروهی خود بی پروا به دروغ گویی و پرونده سازی برای دیگران ادامه می دهند و افعالی را که خود عامل آن هستند را به بنده نسبت می دهند. آنان غافلند که موسوی با این ترفندهایی که ماهیت آن برای همه مردم روشن شده است، از صحنه بیرون نمی رود. آنچه در این روزها رخ داد اصل نظام جمهوری اسلامی را که میراث امام بزرگوار و شهدای گرانقدرمان است هدف قرار داده و این چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتی اینگونه و تهدید به محاکمه از آن صرف نظر نمود. 

من نه تنها از پاسخگویی در برابر این اتهامات واهمه ای ندارم بلکه آمادگی دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتی در کنار مسببان اصلی اغتشاشات اخیر قرار گرفتند و خون مردم را بر زمین ریختند و اکنون کوشش می کنند، صحنه هایی را که صدها شاهد و ده ها تصویر آن را گواهی می دهند به گونه ای دیگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریب‌گری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند؛ ولی حاضر نیستم به خاطر مصالح شخصی و هراس از اینگونه تهدیدها از ایستادگی در سایه شجره سبز استیفای حقوق ملت ایران که امروز به خون به ناحق ریخته شده جوانان این کشور آبیاری شده است، لحظه ای صرف‌نظر نمایم. از مجموع آرای ریخته شده در صندوق ها تنها یک رأی متعلق به من است و شما به خوبی می دانید که مشکل آنها با میلیون ها رأیی است که جوابی برای سرنوشت آنها ندارند. 

باز هم از عموم ملت شریف ایران متواضعانه درخواست می کنم با حفظ آرامش و پرهیز از ایجاد تنش، در دام بدخواهان که کوشش می کنند این حرکت گسترده اجتماعی را شورش و اغتشاش و وابسته به بیگانه قلمداد کنند، نیفتند و با زیرکی و هوشیاری که ویژگی ممتاز شماست این توطئه ها را مهار نمایند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعایت اصول و مبانی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی، راهبرد اصلی است که ضامن تداوم و دسترسی به اهداف شماست. 

دشمن خارجی با همراهی یاران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست که مطالبات این حرکت عظیم خودجوش را به خوارج بیرون از نظام نسبت دهد و حتی الله اکبرهای از دل برآمده شما را چون قرآن های سر نیزه معرفی کند. بر ماست که با رفتار و گفتار خود این توطئه شوم را خنثی نماییم. 



برادر و خدمتگزار شما - میرحسین موسوی 

چهارم تیر 1388 

   پايان خبر

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 5:35  توسط حسام   | 

سعدی

سعدی وفا نمی‌کند ایام سست مهر ، این پنج روز عمر بیا تا وفا کنیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 2:22  توسط حسام   | 

منوچهر آتشی

پرسش

این ابرهای سوخته سوگوار
تابوت آفتاب را به کجا می برند ؟
این بادهای تشنه هار و حریص وار 
 دنبال آبگون سراب کدام باغ 
 پای حصارهای افق سینه می درند ؟
کنون درخت لخت کویر 
 پایان ناامیدی 
 و آغاز خستگی کدامین مسافر است ؟
مرغان رهگذر 
 مرگ کدام قاصد گمگشته را 
 از جاده های پرت به قریه می آورند ؟
ای شب !‌ به من بگو 
کنون ستاره ها 
 نجواگران مرثیه عشق کیستند 
 هنگام عصر بر سر دیوار باغ ما 
باز آن دو مرغ خسته چرا می گریستند ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 15:10  توسط حسام   | 

منوچهر آتشی

ظهور

عبدو ی جط دوباره میاید 
با سینه اش هنوز مدال عقیق زخم 
ز تپه های آن سوی گزدان خواهد آمد 
 از تپه های ماسه که آنجا ناگاه 
 ده تیر نارفیقان گل کرد 
و ده شقایق سرخ 
 بر سینه ستبر عبدو
گل داد 
بهت نگاه دیر باور عبدو 
 هنوز هم 
 در تپه های آنسوی گزدان 
 احساس درد را به تاخیر می سپارد 
خون را 
 هنوز عبدو از تنگچین شال 
باور نمی کند 
پس خواهرم ستاره چرا در رکابم عطسه نکرد ؟
 ایا عقاب پیر خیانت 
تازنده تر 
 از هوش تیز ابلق من بود ؟
که پیشتر ز شیهه شکک اسب 
بر سینه تذرو دلم بنشست ؟
ایا شبانعلی 
 پسرم را هم ؟
باد ابرهای خیس پرکنده را 
 به آبیاری قشلاق بوشکان می برد 
 و ابر خیس 
پیغام را سوی اطراقگاه 
امسال ایل 
بی ئحشت معلق عبدو جط 
 آسوده تر ز تنگه دیزاشکن خواهد گذشت 
دیگر پلنگ برنو عبدو 
در کچه نیست منتظر قوچ های ایل 
 امسال 
 آسوده تر 
 از گردنه سرازیر خواهید شد 
 امسال 
 ای قبیله وارث
دوشیزگان عفیف مراتع یتیمند 
در حجله گاه دامنه زاگرس 
دوشیزگان یتیم مراتع 
به کامتان باد 
در تپه های آنسوی گزدان 
 در کنده تناور خرگ ی
از روزگار خون 
 ماری دو سر به چله 
لمیدست 
و بوته های سرخ شقایق 
انبوه تر شکفته تر
 اندوهبارتر 
 بر پیکر برهنه دشتستان 
در شیب های ماسه 
دمیده ست
گهگاه 
 با عصر های غمناک پاییزی
که باد با کپر ها 
بازیگر شرارت و شنگولیست 
آوازهای غمباری
آهنگ شروه های فایز 
 از شیب های ماسه 
از جنگل معطر سدر و گز 
 در پهنه بیابان می پیچد 
مثل کبوترانی 
 که از صفیر گلوله سرسام یافته 
از فوج خواهران پریشان جدا شده 
در آسمان وحشت چرخان 
 سرگردان 
 آئازهای خارج از آهنگی 
مانند روح عبدو 
 می گردد در گزدان 
ایا شبانعلی پسرم 
سرشاخه درخت تبارم را 
بر سینه دلاور 
ده تیر نارفیقان 
 گلهای سرخ سرب 
 نخواهد کاشت ؟
از تنگچین شالش چرم قطارش ایا از خون خیس ؟
عبدوی جط دوباره می اید 
 اما شبانعلی 
سرشاخه تبار شتربانان را 
ده تیر نارفیقان 
 بر کوهه فلزی زین خم نکرد 
 زخم دل شبانعلی 
 از زخم های خونی دهگانه پدر 
 کاری تر بود 
کاری تر و عمیق تر 
 اما سیاه 
جط زاده را نگاه کن
این کرمجی ادای جمازه در می آورد 
 او خواستار شاتی زیبای کدخداست 
کار خداست دیگر 
 هی هو شبانعلی 
 زانوی اشتران اجدادت را محکم ببند 
که بنه های گندم امسال کدخدا 
 از پارسال سنگین تر است 
هی های هو 
 شبانعلی عاشق 
 ایا تو شیرمزد شاتی را 
آن ناقه سفید دو کوهان خواهی داد ؟
شهزاده شترزاد 
آری شبانعلی را 
زخم زبان 
 و آتش نگاه شاتی بی خیال
سرکوفت مداوم جطزادی 
 و درد بی دوای عشق محال 
 از اسب لختت چموش جوانی 
 به خاک کوفت 
 اما 
 در کنده ستبر خرگ کهن هنوز 
 مار دو سر به چله لمیده است 
 با او شکیب تشنگی خشک انتقام 
با او سماجت گز انبوه شوره زار 
نیش بلند کینه او را 
شمشیر جانشکار زهریست در نیام 
او 
 ناطور دشت سرخ شقایق 
 و پاسدار روح سرگردان عبدوست
عبدوی جط دوباره می اید 
 از تپه های سکت گزدان 
بر سینه اش هنوز مدال عقیق زخم 
در زیر ابر انبوه می اید 
در سال آب 
 در بیشه بلند باران 
 تا ننگ پر شقاوت جط بودن را 
 از دامن عشیره بشوید 
 و عدل و داد را 
 مثل قنات های فراوان آب 
 از تپه های بلند گزدان 
بر پهنه بیابان جاری کند


+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 14:55  توسط حسام   |